السيد علي الحسيني الميلاني
94
جواهر الكلام في معرفة الإمامة والإمام (فارسى)
ظلم باشد از امام الاهى نفى مىشود . در ادامه به بررسى و بيان عالمان در ذيل اين آيه مىپردازيم . بيان ميرزاى نائينى دربارهء دلالت آيه عهد بر لزوم عصمت امام در اصول اين بحث مطرح است كه آيا لفظ مشتق فقط در « متلبس به مبدأ » حقيقت است و مصداق دارد ، يا اگر از تلبّس خارج شد باز هم صدق مىكند ؟ به عبارت ديگر اگر عنوانى موضوع يك حكم واقع شود لازم است همواره آن موضوع براى ترتب حكم محفوظ باشد يا نه ؟ برخى از عناوين به صرف تحقق براى ترتّب حكم كافى هستند و برخى نه . به عنوان مثال در آيه شريفهء « السَّارِقُ وَالسَّارِقَةُ فَاقْطَعُوا أَيْدِيَهُما » ؛ دستهاى مردان و زنان سارق را قطع كنيد . پس به محض اين كه عنوان سارق بر كسى صدق كند ، حكم ( قطع دست ) بر او بار مىشود ؛ هر چند كه اين عنوان در زمانهاى بعد بر او صدق نكند . مرحوم نائينى در همين مبحث مىفرمايد : « لا يَنالُ عَهْدِي الظَّالِمينَ » قضيّهء حقيقيه است و از به دو خلقت تا قيامت مصداق دارد . به مقتضاى قاعده ، در قضيّهء حقيقيه صرف تلبس به مبدأ كفايت نمىكند و بقاى بر تلبس نيز شرط است ؛ مگر در مواردى كه قرينه وجود داشته باشد . در آيهء مورد بحث قرينه وجود دارد و آن عظمت مقام و جلالت شأن امامت است به طورى كه ميان امامت و عبادت اوثان تناسبى نيست . پس هر كس - اگر چه براى يك لحظه - بت يا تنديسى را عبادت كرده باشد ، شايستگى تصدى مقام امامت را نخواهد داشت . « 1 »
--> ( 1 ) . أجود التقريرات : 1 / 81 - 82 .